واژه‌نامه ارتعاشات و لرزش

مفاهیم عمومی

🔹 شتاب (Acceleration)

تغییری در سرعت نسبت به زمان است. در اندازه‌گیری‌های دینامیکی، شتاب کمیتی بنیادی است که توسط شتاب‌سنج‌ها اندازه‌گیری می‌شود و معمولاً برحسب واحد g یا m/s2 بیان می‌گردد، که در آن 1g≈9.80665 m/s2 است.

🔹 شتاب‌سنج (Accelerometer)

نوعی ترنسدیوسر ویژه است که برای اندازه‌گیری شتاب طراحی شده است. این دستگاه‌ها بر پایه‌ی نیروی لَختی ایجاد شده هنگامی که جرم داخلی (جرم لرزشی) متصل به المان پیزوالکتریک تحت شتاب خارجی قرار می‌گیرد، کار می‌کنند. انواع مختلف آن عبارت‌اند از:

    •  شتاب‌سنج پیزوالکتریک (Piezoelectric Accelerometer): ابزار استاندارد برای اندازه‌گیری‌های دینامیکی لرزش.
    •  شتاب‌سنج با خروجی بار  (Charge Mode Accelerometer): خروجی دارای امپدانس بالا به‌صورت بار الکتریکی تولید می‌کند.

🔹 ارتعاش (Vibration)

حرکت مکانیکی‌ای است که با تغییرات متناوب شتاب و کاهش شتاب پیرامون یک نقطه‌ی مرجع مشخص می‌شود. این حرکت معمولاً تناوبی یا نوسانی است و اغلب بر حسب مقادیر جابه‌جایی، سرعت یا شتاب  لرزش بیان می‌شود. ارتعاش ممکن است در یک یا چند محور (محوری، شعاعی یا سه‌محورۀ متعامد) رخ دهد؛ تحلیل چندمحوری برای دستگاه‌های با حرکت پیچیده کاربرد دارد.

🔹 پایش وضعیت Condition Monitoring یا CM

فرآیند نظارت بر پارامترهای ماشین، از قبیل ارتعاش، دما یا کیفیت روغن، برای شناسایی انحراف‌های قابل توجهی است که نشانگر وقوع یا رشد خرابی در دستگاه‌ها هستند. پایش وضعیت، اساس تجربی اجرای راهبردهای نگهداری پیش‌بینانه است.

🔹 خودکارسازی فرایند (Process Automation)

به‌کارگیری سامانه‌های کنترلی مانند PLC یا DCS جهت مدیریت و بهره‌برداری از تجهیزات و فرایندهای صنعتی با حداقل دخالت انسان است؛ این سامانه‌ها معمولاً از بازخورد حسگرها برای کنترل حلقه‌بسته (closed loop) استفاده می‌کنند.

🔹 پاسخ فرکانسی (Frequency Response)

مشخصه‌ای که تغییر حساسیت حسگر (مقدار خروجی نسبت به ورودی) را در سراسر محدوده‌ی فرکانسی عملیاتی آن بیان می‌کند. یک حسگر ایده‌آل دارای پاسخ فرکانسی کاملاً تخت در پهنای باند مشخص‌شده است.

🔹 فرکانس تشدید (Resonant Frequency)

فرکانس طبیعی المان حسگر یا ساختار داخلی آن است؛ فرکانسی که در آن دامنه‌ی نوسان به بیشینه مقدار خود می‌رسد و احتمال اعوجاج سیگنال وجود دارد، مگر آن‌که ساختار نصب دارای میرایی زیاد باشد.

🔹 ثابت زمانی Time Constant یا Discharge Time Constant

در مدارهای تقویت‌کننده‌ی بار یا مدار حسگر، زمانی است که طول می‌کشد تا سیگنال حاصل از ورودی پله‌ای (مانند ورودی شتاب ثابت) به مقدار  (حدود  مقدار اولیه) کاهش یابد. این پارامتر تعیین‌کننده‌ی حد قطع پایین‌فرکانس سیستم است.

🔹 پیزوالکتریسیته (Piezoelectricity)

ویژگی برخی مواد بلوری مانند کوارتز یا PZT است که بر اثر اعمال تنش یا کرنش مکانیکی، بار الکتریکی متناسبی تولید می‌کنند. این پدیده، اساس عملکرد اغلب حسگرهای دینامیکی را تشکیل می‌دهد.

نسبت سیگنال خروجی حسگر به مقدار کمیت فیزیکی اندازه‌گیری‌شده است. برای شتاب‌سنج‌ها، معمولاً بر حسب mV/g یا  pC/g بیان می‌شود و در فرکانس مرجع معمولاً 1 Hz=1 cycle per second  استانداردسازی می‌گردد.

🔹 طراحی حسگر و پارامترهای فنی

این بخش به ویژگی‌های الکتریکی و مکانیکی خاصی می‌پردازد که برای عملکرد حسگرهای دینامیکی با کارایی بالا اهمیت دارند.

سیگنال خروجی ناخواسته‌ای است که در اثر تنش مکانیکی یا خمش ایجادشده روی سطح نصب، بدون اینکه شتاب واقعی وجود داشته باشد، تولید می‌شود. این پارامتر نشان‌دهنده‌ی میزان تأثیر نیروهای مکانیکی بیرونی بر دقت حسگر است. مقدار معمول برای حسگرهای صنعتی کمتر از  است.

🔹 تقویت‌کننده‌ی بار (Charge Amplifier)

مداری الکترونیکی است که در حسگرهای «حالت بار pC» استفاده می‌شود. این مدار، خروجی با امپدانس بالا (بر حسب کولن یا پیکوکولن) را به سیگنال ولتاژی با امپدانس پایین (بر حسب میلی‌ولت) تبدیل می‌کند تا اندازه‌گیری آسان‌تر و مصون از نویز شود. ورودی با امپدانس بین 10¹³ تا 10¹⁵ Ω و نسبت تبدیل معمول  mV/pC 1 .

مقدار بار الکتریکی تولیدشده توسط حسگر به ازای هر واحد شتاب اعمالی است. این مقدار معمولاً بر حسب  pC/g بیان می‌شود. این ویژگی برای انتخاب تقویت‌کننده‌ی بار مناسب ضروری است.

🔹 ولتاژ بایاس (Bias Output Voltage – BOV)

سطح ولتاژ DC است که در خروجی حسگر وجود دارد، حتی زمانی که ورودی مکانیکی صفر است (یعنی هیچ شتابی اعمال نمی‌شود). این پارامتر به‌ویژه برای حسگرهای ICP® یا IEPE حیاتی است، زیرا نشان‌دهنده وضعیت سلامت مدار داخلی و بایاس ترانزیستور FET است.

🔹 انتگرال‌گیری (Integration)

عملیات ریاضی‌ای که بر سیگنال انجام می‌شود: انتگرال‌گیری مرحله‌ی اول، شتاب را به سرعت تبدیل می‌کند و انتگرال‌گیری مرحله‌ی دوم، شتاب را به جابه‌جایی (تغییر مکان) تبدیل می‌نماید. این تبدیل‌ها معمولاً برای تحلیل رفتار ارتعاشی و محاسبه انرژی جنبشی انجام می‌گیرند. 

🔹 بار جرمی (Mass Loading)

اثری فیزیکی است که در آن جرم حسگرِ نصب‌شده بر سازه‌ی مورد آزمون، پاسخ دینامیکی سازه (از جمله سختی مؤثر و فرکانس تشدید) را تغییر می‌دهد. این اثر در اندازه‌گیری‌های دقیق باید به حداقل برسد؛ به‌ویژه در سازه‌های سبک و نازک.

🔹 فرکانس طبیعی (Natural Frequency)

فرکانسی است که در آن تشدید اتفاق می افتد.

🔹 ضریب دمایی فرکانس طبیعی و حساسیت (Temperature Coefficient)

نشان‌دهنده تغییر نسبی در حساسیت حسگر یا ولتاژ بایاس آن در اثر هر درجه تغییر دما است. معمولاً بر حسب درصد در هر درجه‌ سلسیوس بیان می‌شود. این پارامتر پایداری عملکرد حسگر را در محیط‌های صنعتی با نوسان حرارتی توصیف می‌کند.

🔹 کالیبراسیون (Calibration)

فرآیند مقایسه‌ی خروجی حسگر با استاندارد مرجع شناخته‌شده و ردیابی‌پذیر در شرایط کنترل‌شده است تا دقت دستگاه تعیین و مقدار واقعی حساسیت تثبیت شود. این فرآیند معمولاً از طریق شیکر و مرجع لیزری انجام می‌گردد.

🔹 شتاب (Acceleration)

تغییری در سرعت نسبت به زمان است. در اندازه‌گیری‌های دینامیکی، شتاب کمیتی بنیادی است که توسط شتاب‌سنج‌ها اندازه‌گیری می‌شود و معمولاً برحسب واحد g یا m/s2 بیان می‌گردد، که در آن 1g≈9.80665 m/s2 است.

🔹 شتاب‌سنج (Accelerometer)

نوعی ترنسدیوسر ویژه است که برای اندازه‌گیری شتاب طراحی شده است. این دستگاه‌ها بر پایه‌ی نیروی لَختی ایجاد شده هنگامی که جرم داخلی (جرم لرزشی) متصل به المان پیزوالکتریک تحت شتاب خارجی قرار می‌گیرد، کار می‌کنند. انواع مختلف آن عبارت‌اند از:

    •  شتاب‌سنج پیزوالکتریک (Piezoelectric Accelerometer): ابزار استاندارد برای اندازه‌گیری‌های دینامیکی لرزش.
    •  شتاب‌سنج با خروجی بار  (Charge Mode Accelerometer): خروجی دارای امپدانس بالا به‌صورت بار الکتریکی تولید می‌کند.

🔹 ارتعاش (Vibration)

حرکت مکانیکی‌ای است که با تغییرات متناوب شتاب و کاهش شتاب پیرامون یک نقطه‌ی مرجع مشخص می‌شود. این حرکت معمولاً تناوبی یا نوسانی است و اغلب بر حسب مقادیر جابه‌جایی، سرعت یا شتاب  لرزش بیان می‌شود. ارتعاش ممکن است در یک یا چند محور (محوری، شعاعی یا سه‌محورۀ متعامد) رخ دهد؛ تحلیل چندمحوری برای دستگاه‌های با حرکت پیچیده کاربرد دارد.

🔹 پایش وضعیت Condition Monitoring یا CM

فرآیند نظارت بر پارامترهای ماشین، از قبیل ارتعاش، دما یا کیفیت روغن، برای شناسایی انحراف‌های قابل توجهی است که نشانگر وقوع یا رشد خرابی در دستگاه‌ها هستند. پایش وضعیت، اساس تجربی اجرای راهبردهای نگهداری پیش‌بینانه PM است.

🔹 خودکارسازی فرایند (Process Automation)

به‌کارگیری سامانه‌های کنترلی مانند PLC یا DCS جهت مدیریت و بهره‌برداری از تجهیزات و فرایندهای صنعتی با حداقل دخالت انسان است؛ این سامانه‌ها معمولاً از بازخورد حسگرها برای کنترل حلقه‌بسته (closed loop) استفاده می‌کنند.

🔹 پاسخ فرکانسی (Frequency Response)

مشخصه‌ای که تغییر حساسیت حسگر (مقدار خروجی نسبت به ورودی) را در سراسر محدوده‌ی فرکانسی عملیاتی آن بیان می‌کند. یک حسگر ایده‌آل دارای پاسخ فرکانسی کاملاً تخت در پهنای باند مشخص‌شده است.

🔹 فرکانس تشدید (Resonant Frequency)

فرکانس طبیعی المان حسگر یا ساختار داخلی آن است؛ فرکانسی که در آن دامنه‌ی نوسان به بیشینه مقدار خود می‌رسد و احتمال اعوجاج سیگنال وجود دارد، مگر آن‌که ساختار نصب دارای میرایی زیاد باشد.

🔹 ثابت زمانی Time Constant یا Discharge Time Constant

در مدارهای تقویت‌کننده‌ی بار یا مدار حسگر، زمانی است که طول می‌کشد تا سیگنال حاصل از ورودی پله‌ای (مانند ورودی شتاب ثابت) به مقدار  (حدود  مقدار اولیه) کاهش یابد. این پارامتر تعیین‌کننده‌ی حد قطع پایین‌فرکانس سیستم است.

🔹 پیزوالکتریسیته (Piezoelectricity)

ویژگی برخی مواد بلوری مانند کوارتز یا PZT است که بر اثر اعمال تنش یا کرنش مکانیکی، بار الکتریکی متناسبی تولید می‌کنند. این پدیده، اساس عملکرد اغلب حسگرهای دینامیکی را تشکیل می‌دهد.

نسبت سیگنال خروجی حسگر به مقدار کمیت فیزیکی اندازه‌گیری‌شده است. برای شتاب‌سنج‌ها، معمولاً بر حسب mV/g یا  pC/g بیان می‌شود و در فرکانس مرجع معمولاً 1 Hz=1 cycle per second  استانداردسازی می‌گردد.

🔹 طراحی حسگر و پارامترهای فنی

این بخش به ویژگی‌های الکتریکی و مکانیکی خاصی می‌پردازد که برای عملکرد حسگرهای دینامیکی با کارایی بالا اهمیت دارند.

سیگنال خروجی ناخواسته‌ای است که در اثر تنش مکانیکی یا خمش ایجادشده روی سطح نصب، بدون اینکه شتاب واقعی وجود داشته باشد، تولید می‌شود. این پارامتر نشان‌دهنده‌ی میزان تأثیر نیروهای مکانیکی بیرونی بر دقت حسگر است. مقدار معمول برای حسگرهای صنعتی کمتر از  است.

🔹 تقویت‌کننده‌ی بار (Charge Amplifier)

مداری الکترونیکی است که در حسگرهای «حالت بار pC» استفاده می‌شود. این مدار، خروجی با امپدانس بالا (بر حسب کولن یا پیکوکولن) را به سیگنال ولتاژی با امپدانس پایین (بر حسب میلی‌ولت) تبدیل می‌کند تا اندازه‌گیری آسان‌تر و مصون از نویز شود. ورودی با امپدانس بین 10¹³ تا 10¹⁵ Ω و نسبت تبدیل معمول  mV/pC 1 .

مقدار بار الکتریکی تولیدشده توسط حسگر به ازای هر واحد شتاب اعمالی است. این مقدار معمولاً بر حسب  pC/g بیان می‌شود. این ویژگی برای انتخاب تقویت‌کننده‌ی بار مناسب ضروری است.

🔹 ولتاژ بایاس (Bias Output Voltage – BOV)

سطح ولتاژ DC است که در خروجی حسگر وجود دارد، حتی زمانی که ورودی مکانیکی صفر است (یعنی هیچ شتابی اعمال نمی‌شود). این پارامتر به‌ویژه برای حسگرهای ICP® یا IEPE حیاتی است، زیرا نشان‌دهنده وضعیت سلامت مدار داخلی و بایاس ترانزیستور FET است.

🔹 انتگرال‌گیری (Integration)

عملیات ریاضی‌ای که بر سیگنال انجام می‌شود: انتگرال‌گیری مرحله‌ی اول، شتاب را به سرعت تبدیل می‌کند و انتگرال‌گیری مرحله‌ی دوم، شتاب را به جابه‌جایی (تغییر مکان) تبدیل می‌نماید. این تبدیل‌ها معمولاً برای تحلیل رفتار ارتعاشی و محاسبه انرژی جنبشی انجام می‌گیرند. 

🔹 بار جرمی (Mass Loading)

اثری فیزیکی است که در آن جرم حسگرِ نصب‌شده بر سازه‌ی مورد آزمون، پاسخ دینامیکی سازه (از جمله سختی مؤثر و فرکانس تشدید) را تغییر می‌دهد. این اثر در اندازه‌گیری‌های دقیق باید به حداقل برسد؛ به‌ویژه در سازه‌های سبک و نازک.

🔹 فرکانس طبیعی (Natural Frequency)

فرکانسی است که در آن تشدید اتفاق می افتد.

🔹 ضریب دمایی فرکانس طبیعی و حساسیت (Temperature Coefficient)

نشان‌دهنده تغییر نسبی در حساسیت حسگر یا ولتاژ بایاس آن در اثر هر درجه تغییر دما است. معمولاً بر حسب درصد در هر درجه‌ سلسیوس بیان می‌شود. این پارامتر پایداری عملکرد حسگر را در محیط‌های صنعتی با نوسان حرارتی توصیف می‌کند.

🔹 کالیبراسیون (Calibration)

فرآیند مقایسه‌ی خروجی حسگر با استاندارد مرجع شناخته‌شده و ردیابی‌پذیر در شرایط کنترل‌شده است تا دقت دستگاه تعیین و مقدار واقعی حساسیت تثبیت شود. این فرآیند معمولاً از طریق شیکر و مرجع لیزری انجام می‌گردد.

🔹 روش «پشت‌به‌پشت» (Back-to-Back Calibration)

روشی برای کالیبراسیون مقایسه‌ای است که در آن حسگر مورد آزمون و حسگر مرجع استاندارد به‌صورت مجاور بر روی شیکر نصب می‌شوند تا هر دو تقریباً ورودی ارتعاشی یکسانی را تجربه کنند؛ سپس خروجی‌های آنها با هم مقایسه می‌شود.

🔹 خطی بودن (Linearity)

سنجشی از میزان تطابق رابطه‌ی ورودی–خروجی حسگر با یک خط مستقیم ایده‌آل در کل محدوده‌ی دینامیکی تعریف‌شده‌ی آن است. انحراف از خط مستقیم معمولاً بر حسب درصدی از «محدوده‌ی تمام‌مقیاس» (Full Scale Range, %FSR) بیان می‌شود.

توانایی حسگر در ارائه‌ی نتایج خروجی ثابت و قابل بازتولید، در صورتی که ورودی‌ها و شرایط محیطی چندین‌بار به شکل یکسان تکرار شوند. تکرارپذیری بالا نشان از پایداری الکترونیکی و مکانیکی حسگر دارد. تکرارپذیری تحت تأثیر دما، رطوبت و نوع نصب نیز قرار دارد.

کوچک‌ترین تغییر در کمیت فیزیکی اندازه‌گیری‌شده (مانند شتاب یا نیرو) که سیستم اندازه‌گیری می‌تواند با اطمینان تشخیص دهد. این مقدار عمدتاً توسط «کف نویز» (Noise Floor) سامانه محدود می‌شود.

🔹 خطی بودن (Linearity)

سنجشی از میزان تطابق رابطه‌ی ورودی–خروجی حسگر با یک خط مستقیم ایده‌آل در کل محدوده‌ی دینامیکی تعریف‌شده‌ی آن است. انحراف از خط مستقیم معمولاً بر حسب درصدی از «محدوده‌ی تمام‌مقیاس» (Full Scale Range, %FSR) بیان می‌شود.

توانایی حسگر در ارائه‌ی نتایج خروجی ثابت و قابل بازتولید، در صورتی که ورودی‌ها و شرایط محیطی چندین‌بار به شکل یکسان تکرار شوند. تکرارپذیری بالا نشان از پایداری الکترونیکی و مکانیکی حسگر دارد. تکرارپذیری تحت تأثیر دما، رطوبت و نوع نصب نیز قرار دارد.

کوچک‌ترین تغییر در کمیت فیزیکی اندازه‌گیری‌شده (مانند شتاب یا نیرو) که سیستم اندازه‌گیری می‌تواند با اطمینان تشخیص دهد. این مقدار عمدتاً توسط سامانه Noise Floor محدود می‌شود.

🔹دامنه (Amplitude)

دامنه، اندازه‌گیری تغییر مقدار یک سیگنال در طول زمان است. “دامنه قله به قله” به تغییر بین کمینه و بیشینه مقدار سیگنال اشاره دارد. “دامنه RMS” به دامنه ریشه میانگین مربعات اشاره دارد که جذر میانگین مربعات سیگنال است.

🔹خطا (Error)

تفاوت بین مقدار نشان‌ داده‌ شده و مقدار واقعی متغیر اندازه‌گیری‌ شده. معمولاً به صورت خطای نسبی بیان می‌شود که درصدی از خوانش خروجی سنسور است.

🔹ماشین‌آلات ضروری (Essential Machinery)

ماشین‌آلاتی که بخشی حیاتی از کارخانه هستند. وقتی از کار بیفتند، کل کارخانه نمی‌تواند با ظرفیت کامل کار کند. این ماشین‌ها ممکن است پشتیبان داشته باشند یا نداشته باشند و معمولاً به طور مداوم نظارت می‌شوند.

🔹انتگرال‌گیر (Integrator)

مداری است که انتگرال‌گیری ریاضی انجام می‌دهد. این مدار سیگنال سرعت را به جابجایی یا سیگنال شتاب را به سرعت تبدیل می‌کند. یک انتگرال‌گیر دوگانه، سیگنال شتاب را به جابجایی تبدیل می‌کند.

🔹مانیتور (Monitor)

اصطلاحی که به طور کلی برای تجهیزات ابزار دقیق استفاده می‌شود. در ماشین‌آلات، یک “مانیتور حفاظتی” ممکن است ورودی‌هایی از سنسورهای مختلف مانند دما، ارتعاش، دور در دقیقه و انواع خروجی ۴-۲۰ میلی‌آمپر دریافت کند. حداقل، مانیتور مقادیر اندازه‌گیری‌شده واقعی  را با نقاط تنظیم آلارم مقایسه می‌کند، سلامت سنسورها و سیم‌کشی را بررسی می‌کند و خروجی رله برای هشدار ALERT و/یا DANGER فراهم می‌کند. وقتی ورودی‌های مانیتور شامل سنسورهای ارتعاش سنتی با خروجی دینامیکی است که نیاز به سیگنال کاندیشنر داخلی دارد، به آن “مانیتور ورودی ارتعاش” گفته می‌شود. وقتی مانیتور فقط ورودی‌های ۴-۲۰ میلی‌آمپر از ترانسمیترهای ارتعاش (مانند PLC، DCS) را قبول می‌کند، اغلب “مانیتور ورودی ۴-۲۰ میلی‌آمپر” نامیده می‌شود.

🔹ارتعاش دوره‌ای (Periodic Vibration)

حرکت نوسانی که الگوی دامنه آن در زمان تکرار می‌شود.

🔹فاز (Phase)

اندازه‌گیری رابطه زمانی بین دو سیگنال، یا بین یک سیگنال ارتعاش خاص و یک رویداد یک‌بار در هر دور شفت زاویه فاز می گویند.

🔹نظارت مجاورتی (Proximity Monitoring)

یک یا چند کانال نظارت که هر کدام شامل: ۱) سیستم سنسور مجاورتی؛ ۲) کاندیشنر سیگنال  ۳) مانیتور است.

🔹پروب مجاورتی (Proximity Probe)

دستگاه بدون تماس که حرکت جابجایی و موقعیت یک سطح مشاهده‌ شده نسبت به مکان نصب پروب را اندازه‌گیری می‌کند. پروب‌های مجاورتی که برای اندازه‌گیری ماشین‌های دوار استفاده می‌شوند، معمولاً بر اساس اصل جریان گردابی کار می‌کنند و حرکت جابجایی و موقعیت شفت نسبت به بلبرینگ(ها) یا محفظه ماشین را اندازه‌گیری می‌کنند.

🔹Acceleration Pickup (شتاب‌سنج / پیک‌آپ شتاب)

مبدلی (Transducer) که خروجی آن (معمولاً یک سیگنال الکتریکی) متناسب با شتاب ورودی است.

🔹Acceleration Transducer (مبدل شتاب)

مبدلی (Transducer) که خروجی آن (معمولاً یک سیگنال الکتریکی) متناسب با شتاب ورودی است.

🔹Accuracy (دقت)

میزان انطباق مقدار نمایش‌داده‌شده با مقدار استاندارد تایید شده یا مقدار مطلوب.

نکته: حد خطا (Limit of error) تنها به عنوان یک مفهوم کیفی در اینجا به کار می‌رود.

🔹Adjustable Range (بازه قابل تنظیم) 

بازه‌ای از یک کمیت که توسط یک تنظیم‌کننده (Adjuster) قابل تغییر است.

مثال: تنظیم نقطه صفر (Zero adjustment)، تنظیم دامنه (Span adjustment) یا تنظیم بایاس (Bias adjustment).

🔹Air Purge (پاک‌سازی با هوا / ایرپرج)

هوای پاکی که از خارج به تجهیزات تزریق می‌شود تا اهداف زیر را برآورده کند: ۱. جلوگیری از ورود گازهای خورنده به تجهیزات. ۲. جلوگیری از افزایش دما در داخل تجهیزات. ۳. جلوگیری از ورود گازهای انفجاری به تجهیزات (در سازه‌های ضد انفجار و غیره).

🔹Attenuation (تضعیف / افت)

۱. کاهش در اندازه (دامنه) سیگنال. ۲. کاهش دامنه ارتعاش با گذشت زمان Balancing (بالانس کردن / متعادل‌سازی)

نگه داشتن ارتعاش یا نیروی هم‌گام (سینکرون) با سرعت دوران، در محدوده‌ی مشخص شده؛ این کار از طریق بررسی توزیع جرم روتور و در صورت نیاز، اصلاح این توزیع انجام می‌شود.

🔹Contact Capacity (ظرفیت کنتاکت)

ظرفیت کنتاکت که بر اساس حداکثر ولتاژ مجاز قابل اعمال به بخش کنتاکت و حداکثر جریان مجازی که کنتاکت می‌تواند در آن باز یا بسته شود، بیان می‌گردد.

🔹Contact Input (ورودی کنتاکت)

ورودی‌ای که سیگنال آن نشان‌دهنده وضعیت باز یا بسته بودن یک کنتاکت الکتریکی است.

🔹Contact Output (خروجی کنتاکت)

سیگنال خروجی که در اثر باز یا بسته شدن یک کنتاکت الکتریکی ایجاد می‌شود.

🔹Contact Type (نوع کنتاکت)

نوع کنتاکت که ناشی از تفاوت در پیکربندی مدار سوئیچ‌ها و موارد مشابه است.

مثال:
نوع تک‌پل معمولاً باز (SPNO).
نوع تک‌پل معمولاً بسته (SPNC).
نوع تک‌پل دو‌راهه (SPDT).
نوع دو‌پل دو‌راهه (DPDT).

🔹Crest Factor (ضریب اوج / کرست فاکتور)

نسبت مقدار پیک (Peak) به مقدار موثر (rms).

🔹Critical Speed (سرعت بحرانی)

سرعت دورانی که در آن، یک سیستم دوار دچار رزونانس (تشدید) می‌شود.

🔹Cycle (چرخه / سیکل)

تمامی حالات یا مقادیری که یک پدیده یا تابع تناوبی در کل بازه خود طی می‌کند تا دوباره به وضعیت قبلی بازگردد.

🔹Damped Natural Frequency (فرکانس طبیعی میرا)

فرکانس ارتعاش طبیعی در یک سیستم خطی که دارای میرایی (تضعیف) است.

🔹Damper (دمپر / میراکننده)

وسیله‌ای برای جذب انرژی به منظور کاهش شوک یا دامنه ارتعاش.

🔹Damping Ratio (نسبت میرایی)

نسبت ضریب میرایی واقعی به ضریب میرایی بحرانی در سیستمی که دارای میرایی گرانروی (ویسکوز) خطی است.

نکته: نسبت میرایی معمولاً به صورت درصدی از میرایی بحرانی نیز بیان می‌شود.

🔹Delay Time (زمان تأخیر)

زمانی که بیانگر لگ (Lag) یا کندی پاسخ سیستم است. عموماً این زمان به عنوان فاصله زمانی بین اعمال سیگنال ورودی پله تا لحظه برخورد خط مماس با محور زمان تعریف می‌شود.

نکته: این زمان «زمان مرده مؤثر» (Effective dead time) نیز نامیده می‌شود.

🔹Differential Expansion (انبساط تفاضلی)

اندازه‌گیری تغییرات ابعادیِ فاصله (شکاف) بین روتور و پوسته (Casing) که به دلیل تفاوت در سرعت انبساط حرارتی روتور و پوسته رخ می‌دهد.

🔹Digital Signal (سیگنال دیجیتال)

سیگنالی دارای پارامتری که مجموعه‌ای از مقادیر گسسته (رقم‌گذاری شده) را به صورت عددی نمایش می‌دهد.

🔹Displacement Pickup (پیک‌آپ جابه‌جایی / سنسور جابه‌جایی)

مبدلی که خروجی آن (معمولاً یک سیگنال الکتریکی) متناسب با جابه‌جایی ورودی است.

🔹Dry Contact Output (خروجی کنتاکت خشک)

خروجی کنتاکت الکتریکی که در آن، از سمت تحریک‌کننده کنتاکت، هیچ توان الکتریکی (برق) به بخش کنتاکت تغذیه نمی‌شود.

🔹Dynamic Characteristic (مشخصه دینامیکی)

ویژگی‌های پاسخ تجهیزات در مواجهه با ورودی‌هایی که با زمان تغییر می‌کنند.

🔹Eccentricity P-P (خروج از مرکزی پیک تا پیک)

میزان انحراف (شکم‌دادگی) محور روتور در ماشین‌آلات دوار؛ زمانی که روتور به دلیل وزن خودش یا سرعت خنک‌کاری نامتقارن، در حالت توقف یا سرعت بسیار پایین است.

🔹Electromagnetic Interference (تداخل الکترومغناطیسی / EMI)

اثر نامطلوب اعمال شده بر مدارها و قطعات توسط یک میدان مغناطیسی خارجی.

نکته: تداخل فرکانس رادیویی (RFI) یک نمونه شناخته شده از آن است.

🔹Elliptical Vibration (ارتعاش بیضوی)

ارتعاشی که نقاط مرتعش در آن، یک مکان هندسی بیضوی را ترسیم می‌کنند.

🔹Error (خطا)

تفاضل جبری بین مقدار اندازه‌گیری شده و مقدار ایده‌آلِ متغیری که باید اندازه‌گیری شود.

🔹Excitation (تحریک)

نیروی خارجی که بر سیستم یا ورودی اعمال می‌شود.

🔹Explosion Class (کلاس انفجار)

دسته‌بندی انفجاری یا دمای اشتعال گازهای انفجاری موجود (یا فرض شده) در محیط خطرناکی که تجهیزات ضد‌انفجار در آن نصب شده‌اند.

🔹Explosion-proof (ضد انفجار)

محافظت در برابر انفجار یا آتش‌سوزی ناشی از خودِ تجهیزات، هنگامی که در یک محیط خطرناک حاوی گازهای انفجاری (گازهای مشتعل‌شونده یا بخارات حاصل از مایعات قابل اشتعال) نصب می‌شوند.

🔹Explosion-proof Construction (ساختار ضد انفجار)

تجهیزاتی که با طراحی ضد‌انفجار ساخته شده‌اند.

نکته: ساختارهای زیر به‌طور معمول برای تجهیزات الکتریکی کنترلی صنعتی استفاده می‌شوند: ۱. ساختار ضد شعله (Flameproof) ۲. ساختار ایمنی ذاتی (Intrinsically safe) ۳. ترکیبی از موارد ۱ و ۲.

🔹External Magnetic Field (میدان مغناطیسی خارجی)

شدت میدان مغناطیسی موجود در محل نصب تجهیزات (میدانی که توسط خود دستگاه ایجاد نشده است).

🔹Failure Rate (نرخ خرابی)

نرخ وقوع خرابی در تجهیزات یا سیستمی که تا یک دوره زمانی مشخص کار کرده‌اند، در واحد زمان بعدی.

🔹Field Balancing (بالانس در محل / بالانس کارگاهی)

عملیات بالانس که با استفاده از یاتاقان‌های خودِ ماشین و ساختار تکیه‌گاهی آن انجام می‌شود، بدون اینکه از دستگاه بالانس (Balancing Machine) مجزا استفاده شود.

🔹Flameproof Construction (ساختار ضد شعله)

نوعی ساختار ضد انفجار که در آن، اگر گازهای انفجاری در یک محفظه کاملاً بسته منفجر شوند، محفظه بتواند فشار انفجار را تحمل کرده و مانع از خروج شعله‌هایی شود که ممکن است باعث اشتعال گازهای انفجاری خارجی گردند. این ساختار باید توسط مراجع قانونی تست و تایید شود.

🔹Flexible Rotor (روتور انعطاف‌پذیر)

روتوری که شرایط تعریف شده برای “روتور صلب” (Rigid Rotor) را دارا نباشد.

🔹Flexural Critical Speed (سرعت بحرانی خمشی)

سرعت دورانی که در آن یکی از مودهای خمشی اصلی روتور انعطاف‌پذیر به حداکثر خود می‌رسد. در این حالت، تغییر شکل (Deflection) روتور اهمیت بیشتری نسبت به جابه‌جایی یاتاقان دارد.

🔹Flexural Principal Mode (مود اصلی خمشی)

شکلی (مود) که روتور در هنگام عبور از سرعت بحرانی خمشی به خود می‌گیرد.

🔹Flexural Vibration (ارتعاش خمشی)

ارتعاشی که به صورت تغییر در انحنای یک جسم الاستیک ظاهر می‌شود.

🔹Form Factor (ضریب شکل)

نسبت مقدار موثر (rms) به مقدار میانگین (Mean) در یک نیم‌سیکل که از دو نقطه صفر عبور می‌کند.

🔹Foundation (فونداسیون / پایه)

سازه‌ای که یک سیستم مکانیکی را پشتیبانی می‌کند.

نکته: فونداسیون ممکن است در فضا ثابت باشد یا بر اثر حرکت خود، باعث ایجاد تحریک در سیستم مکانیکی تحت پشتیبانی شود.

🔹Frequency Analysis (تحلیل فرکانسی)

تجزیه و تحلیل طیفی (Spectrum Analysis) پدیده ارتعاش را می گویند.

🔹Fundamental Natural Mode of Vibration (مود طبیعی پایه ارتعاش)

مود ارتعاشی که دارای کمترین فرکانس طبیعی است.

🔹High-Speed Balancing (بالانس سرعت بالا)

عملیات بالانسی که در سرعت دورانی انجام می‌شود که در آن روتور دیگر به عنوان یک جسم صلب محسوب نمی‌شود.

🔹Inductive Load (بار سلفی / القایی)

باری که دارای مولفه راکتانس (Reactance) باشد.

🔹Input Bias (بایاس ورودی)

مقداری که به سیگنال ورودی اضافه می‌شود.

🔹Input Impedance (امپدانس ورودی)

امپدانسی که در مدار یک دستگاه، هنگامی که از ترمینال ورودی به داخل آن نگاه می‌کنیم، دیده می‌شود.

🔹Isolation (ایزولاسیون / جداسازی)

نبود خط مشترک (Common Line) بین سیگنال‌های ورودی و خروجی یک تجهیز.

🔹Linear Range (محدوده خطی)

محدوده اندازه‌گیری که مشخصات یک مبدل (مانند حساسیت، ضریب مقیاس، خطی بودن و غیره) را برآورده می‌کند.

🔹Linear Transducer (مبدل خطی)

مبدلی که خروجی آن در محدوده فرکانسی مشخص، متناسب با ورودی است.

🔹Measuring Range (محدوده اندازه‌گیری)

بازه بین حداکثر و حداقل متغیرهای مورد اندازه‌گیری گفته می شود.

🔹Measuring Span (اسپن اندازه‌گیری)

تفاضل بین حد بالا و پایین محدوده اندازه‌گیری (تفاوت خروجی از شروع تا پایان بازه) گفته می شود.

🔹Measuring Time (زمان اندازه‌گیری)

زمان مورد نیاز از شروع فرآیند اندازه‌گیری تا دستیابی به نتیجه نهایی گفته می شود.

🔹MTBF – Mean Time Between Failures (میانگین زمان بین خرابی‌ها)

میانگین زمان بین خرابی‌های متوالی که در یک دوره زمانی و شرایط مشخص در طول عمر مفید تجهیزات رخ می‌دهد.

🔹MTTR – Mean Time to Repair (میانگین زمان تعمیر)

میانگین زمان مورد نیاز برای انجام عملیات تعمیر.

🔹Output Bias (بایاس خروجی)

مقداری که به سیگنال خروجی اضافه می‌شود.

🔹Output Impedance (امپدانس خروجی)

امپدانسی که در مدار داخلی تجهیزات، هنگامی که از سمت ترمینال خروجی دیده می‌شود، وجود دارد.

🔹Peak-to-Peak Value (مقدار پیک تا پیک)

حداکثر اختلاف جبری بین مقادیر نهایی (بیشینه و کمینه) یک کمیت ارتعاشی در یک بازه مشخص می باشد.

🔹Peak Value (مقدار پیک / اوج)

بیشترین مقدار در یک بازه مشخص می باشد.

🔹Phase Difference (اختلاف فاز)

اختلاف بین زوایای فاز در دو دوره تناوب با فرکانس برابر. برای یک کمیت سینوسی، این مقدار برابر است با اختلاف بین زوایای فاز که از یک مرجع یکسان اندازه‌گیری شده‌اند.

🔹Reliability (قابلیت اطمینان)

توانایی تجهیزات برای ارائه عملکرد مورد نیاز در یک دوره زمانی و شرایط مشخص می باشد.

🔹Resolution (تفکیک‌پذیری / رزولوشن)

کمترین فاصله بین دو مقدار مجاور که از یکدیگر قابل تشخیص باشند.

🔹Resonance Frequency (فرکانس رزونانس)

فرکانسی که در آن پدیده رزونانس رخ می‌دهد.

🔹Sensitivity (حساسیت)

نسبت تغییر در مقدار نمایش داده شده به تغییر در مقدار مورد اندازه‌گیری در تجهیزات می گویند.

🔹Span (اسپن / بازه خروجی)

تفاضل بین حد بالا و پایین محدوده (Range) را می گویند.

🔹Unbalance (نابالانسی)

وضعیت روتور که در نتیجه نیروی گریز از مرکز، باعث ایجاد نیرو یا حرکت ارتعاشی روی شفت می‌شود.

🔹Unbalance Tolerance (تولرانس نابالانسی)

میزان نابالانسی شفت روتور صلب که به عنوان حداکثر مقدار قابل تحمل در یک صفحه عمود بر شفت تعریف می‌شود.

🔹Velocity Transducer (مبدل سرعت)

سرعت را بر حسب میلی‌متر بر ثانیه اندازه‌گیری می‌کند. معمولاً از نوع IEPE (پیزوالکتریک با تقویت‌کننده داخلی) یا نوع کویل متحرک (Moving Coil) است.

🔹Vibrometer (ارتعاش‌سنج)

ابزار اندازه‌گیری که قادر است میزان ارتعاش را (بر حسب مقدار پیک، RMS و غیره) روی مقیاس نمایش دهد.

🔹Zero-point Adjustment (تنظیم نقطه صفر)

تنظیم نقطه صفر تجهیز بر روی یک مقدار یا موقعیت مشخص از طریق عملیات الکتریکی یا مکانیکی تنظیم می شود.

حوزه‌های اندازه‌گیری

🔹 اندازه‌گیری در حوزه زمان (Time Domain Measurement)

اندازه‌گیری مستقیم و نمایش دامنه‌ی لحظه‌ای خروجی سنسور به‌عنوان تابعی از زمان است. این نمایش برای بررسی وقایع گذرا (Transient Events)، ضربه‌ها، و شکل موج‌های لحظه‌ای (مانند آزمون شوک – Shock Test) اهمیت ویژه دارد.

🔹 سطح ارتعاش پهن‌باند (Broadband Vibration Level)

میزان کلی لرزش که در یک بازه وسیع از فرکانس‌ها اندازه‌گیری می‌شود، نه فقط در یک فرکانس خاص.

به زبان فنی‌تر، وقتی یک سنسور لرزش (مثل سنسور IEPE) سیگنال ارتعاش را ثبت می‌کند، این سیگنال ترکیبی از موج‌هایی با فرکانس‌های مختلف است. اگر همه آن‌ها را با هم — مثلاً از 10 Hz تا 10 kHz — جمع کنیم و به‌صورت میانگین توان یا RMS محاسبه کنیم، به آن مقدار می‌گویند سطح ارتعاش پهن‌باند.

آنالیز لرزش

🔹Bode Diagram (نمودار بود)

یک جفت نمودار که نسبت دامنه (Amplitude Ratio) و تغییر فاز (Phase Shift) را نسبت به فرکانس برای یک پاسخ فرکانسی نشان می‌دهد.

🔹Allowable Load Resistance (مقاومت بار مجاز)

مقاومت بارِ قابل اتصال، در محدوده‌ای که عملکرد دستگاه تضمین شده باشد.

🔹Amount of Unbalance (مقدار نابالانسی)

مقیاس کمیِ نابالانسی (در یک سطح مشخص) در روتور، بدون در نظر گرفتن موقعیت زاویه‌ای. این مقدار همچنین حاصل‌ضرب «جرم نابالانسی» در «برون‌مرکزی جرم» است.

نکته: واحد نابالانسی برای مثال g-mm (گرم-میلی‌متر) است.

🔹Angle of Unbalance (زاویه نابالانسی)

زاویه مکانی که جرم نابالانس در آن قرار دارد، نسبت به یک خط مرجع در سیستم مختصات قطبی که در صفحه‌ای عمود بر خط مرکزی محور (شفت) ثابت شده است.

🔹تحلیل ارتعاش و جمع‌آوری داده (Vibration Analysis and Data Collection)

فرآیندی که شامل جمع‌آوری، پردازش، نمایش و به طور خاص تفسیر شکل موج ارتعاش بدنه ماشین و یا شفت در رابطه با وضعیت ماشین است.

کاربردهای صنعتی

🔹 پایش سلامت سازه (Structural Health Monitoring – SHM)

استفاده از سنسورهای ارتعاشی برای ارزیابی یکپارچگی سازه‌های بزرگ مانند پل‌ها، ساختمان‌های بلند، و مخازن تحت شرایط عملیاتی یا محیطی (مانند زلزله یا باد).

🔹 عیب‌یابی پیشگیرانه (Predictive Maintenance – PdM)

استفاده از داده‌های ارتعاشی برای پیش‌بینی زمان احتمالی شکست قطعات ماشین‌آلات (مانند یاتاقان‌ها، گیربکس‌ها، و روتورها) قبل از وقوع خرابی کامل، با استفاده از روش‌های تحلیل روند (Trending).

🔹 تست عملکرد (Acceptance Testing)

اندازه‌گیری ارتعاش ماشین‌آلات جدید در سایت نصب برای اطمینان از اینکه پارامترهای ارتعاشی آن‌ها در محدوده مشخص شده در قرارداد (مانند استاندارد ISO 10816) قرار دارند.

واژه‌نامه فنی

🔹 خطی بودن دامنه (Amplitude Linearity)

ثبات و یکسانی خروجی سسور نسبت به افزایش تدریجی ورودی؛ برای مشاهده مقدار واقعی به واژه Linearity مراجعه شود.

🔹 فرکانس زاویه‌ای (Angular Frequency – ω)

نسبت مستقیم با فرکانس f طبق رابطه‌ی ω=2πf \omega = 2\pi f ω=2πf.

🔹 پاد‌رزونانس (Antiresonance)

فرکانسی که در آن سختی دینامیکی سیستم در کمینه‌ی خود قرار می‌گیرد و پاسخ ارتعاشی کاهش می‌یابد.

🔹 فیلتر باندگذر (Band‑Pass Filter)

مداری که تنها سیگنال‌های واقع در یک بازه‌ی فرکانسی مشخص را عبور می‌دهد و سایر مؤلفه‌ها را حذف می‌کند.

🔹 جداسازی پایه (Base Isolation)

مکانیزمی مکانیکی که برای جدا کردن حسگر یا تجهیزات از ارتعاشات زمین یا پایه استفاده می‌شود تا نویز محیطی کاهش یابد.

🔹 ولتاژ بایاس خروجی (Bias Output Voltage – BOV)

ولتاژ مرجع DC موجود در خروجی سنسور است.

🔹 نویز باند گسترده (Broadband Noise)

نویز تصادفی با گستره‌ی وسیع فرکانسی که در کل پهنای باند سیستم پراکنده است.

🔹 ظرفیت (Capacitance)

خاصیتی از سیستم‌های الکتریکی (نظیر حسگر بار و ورودی تقویت‌کننده) که توانایی ذخیره بار الکتریکی دارد و در تخمین رفتار دینامیکی مدار سنسور مؤثر است.

🔹 جداسازی بدنه (Case Isolation)

اطمینان از عدم اتصال الکتریکی بدنه‌ی حسگر با سطح نصب برای جلوگیری از حلقه‌های زمین (Ground Loops).

🔹 ترنسدیوسر بار (Charge Converter)

وسیله‌ای برای تبدیل یا پردازش سیگنال‌های خروجی مبتنی بر بار الکتریکی.

🔹 حالت فشاری (Compression Mode)

طراحی‌ای که در آن نیروی ورودی به موازات محور بلور پیزوالکتریک اعمال می‌شود.

🔹 پایش وضعیت (Condition Monitoring)

فرآیند نظارت بر پارامترهای ماشین به‌منظور شناسایی و پیش‌بینی خرابی‌ها.

🔹 میرایی (Damping)

پدیده‌ی فیزیکی اتلاف انرژی ارتعاشی، که معمولاً به‌صورت درصدی از میرایی بحرانی بیان می‌شود و نقش مهمی در کنترل پاسخ دینامیکی دارد.

🔹 دسی‌بل (Decibel – dB)

واحد لگاریتمی برای بیان نسبت دامنه یا توان بین دو سیگنال می باشد.

🔹 درجه‌های آزادی (Degrees of Freedom – DOF)

تعداد مسیرهای مستقل حرکت سیستم؛ برای مثال، حرکت یک جسم صلب سه‌بعدی شامل شش درجه آزادی است (۳ خطی + ۳ دورانی).

🔹 ورودی تفاضلی (Differential Input)

روشی در اندازه‌گیری الکتریکی که دو سیگنال با مرجع مشترک مقایسه می‌شوند تا نویز مشترک حذف گردد.

🔹 جابجایی (Displacement)

فاصله‌ی طی‌شده از مکان مبدأ تا موقعیت جدید؛ معمولاً از دو بار انتگرال‌گیری سیگنال شتاب به دست می‌آید.

🔹 پاسخ فرکانسی تخت (Flat Frequency Response)

ویژگی سنسور که در آن حساسیت خروجی در تمام محدوده‌ی کاری تقریباً ثابت باقی می‌ماند.

🔹 مد خمشی (Flexural Mode)

نوعی حالت لرزشی که با خمش سازه یا المان حسگر مشخص می‌شود.

🔹 تبدیل فوریه (Fourier Transform)

پایه‌ی ریاضی تحلیل فرکانسی و الگوریتم FFT که سیگنال را از حوزه‌ی زمان به حوزه‌ی فرکانس تبدیل می‌کند.

🔹 ارتعاش آزاد (Free Vibration)

نوسان سامانه بدون نیروی محرک خارجی، تنها تحت تأثیر وضعیت اولیه.

🔹 طیف فرکانسی (Frequency Spectrum)

نمودار دامنه در برابر فرکانس، نمایش گرافیکی محتوای فرکانسی سیگنال می باشد.

🔹 بهره (Gain)

ضریب تقویت‌کننده یا نسبت بزرگی خروجی به ورودی در سامانه‌ی اندازه‌گیری است.

🔹 حلقه زمین (Ground Loop)

مسیر جریان ناخواسته در سیستم‌های دارای چند نقطه اتصال به زمین که موجب تداخل نویزی می‌شود.

🔹 هارمونیک (Harmonic)

مؤلفه‌ای از سیگنال که مضربی صحیح از فرکانس بنیادی است. وجود هارمونیک‌ها در طیف فرکانسی نشانگر پدیده‌های غیرخطی یا نقص‌های مکانیکی در ماشین است.

🔹 فیلتر بالاگذر (High‑Pass Filter)

نوعی فیلتر الکترونیکی که تنها سیگنال‌های با فرکانس بالاتر از مقدار مشخص شده را عبور می‌دهد.

🔹 پسماند (Hysteresis)

اختلاف مقدار خروجی حسگر هنگامی که ورودی از مسیر افزایش به نقطه‌ای می‌رسد، در مقایسه با همان نقطه هنگام کاهش ورودی؛ بیانگر اثرات مکانیکی یا خستگی در المان سنسور است.

🔹 سنسور ICP® (Integrated Circuit Piezoelectric)

نوعی حسگر پیزوالکتریک دارای مدار داخلی نیمه‌هادی (FET) که خروجی ولتاژی با امپدانس پایین فراهم می‌کند.

🔹 حسگر IEPE (Integrated Electronics Piezo‑Electric)

اصطلاح عمومی برای حسگرهای ICP®؛ هر دو نوع عملاً عملکرد یکسانی دارند و تنها تفاوت در نام تجاری است.

🔹 سر امپدانس (Impedance Head)

ترنسدیوسری ویژه است که به‌طور هم‌زمان نیرو و حرکت را اندازه‌گیری می‌کند و معمولاً در آزمون‌های ارتعاشی نیرو و صلبیت به کار می‌رود.  برای اندازه‌گیری همزمان نیروی ورودی و پاسخ لرزشی در آزمایش انتقال نیرو استفاده می‌شود.

🔹 انتگرال‌گیری (Integration)

تبدیل ریاضیِ شتاب به سرعت یا جابه‌جایی لرزش می باشد.

🔹 PZT – تیتانات زیرکونات سرب (Lead Zirconate Titanate)

سرامیک پیزوالکتریک رایج در ساخت حسگرها به دلیل حساسیت بالا و خواص الکتریکی پایدار.

🔹 خطی بودن (Linearity)

نشان‌دهنده انطباق پاسخ سنسور با خط مستقیم ایده‌آل در کل محدودهی کاری می باشد.

🔹 سنسور تغذیه از حلقه جریان (Loop‑Powered Sensor)

نوع حسگر که توان مورد نیاز خود را مستقیماً از جریان اندازه‌گیری حلقه (مثلاً ۴–۲۰ میلی‌آمپر) تأمین می‌کند.

🔹 امپدانس مکانیکی (Mechanical Impedance)

نسبت نیروی اعمال‌شده به سرعت ارتعاشی است که شاخصی از مقاومت دینامیکی سیستم در برابر حرکت است.

🔹 گشتاور نصب (Mounting Torque)

نیروی پیچشی لازم برای محکم کردن سنسور نصب‌شده است که تأثیر مستقیم بر پاسخ فرکانسی دارد.

🔹 جرم (Mass)

کمیت لَختی در طراحی جرم لرزشی حسگر که بر حساسیت و فرکانس تشدید تأثیرگذار است.

🔹 کمیت اندازه‌گیری‌شده (Measurand)

پارامتر فیزیکی واقعی که سنسور باید آن را اندازه‌گیری کند (مثلاً شتاب، نیرو، یا فشار).

🔹 نویز (Noise)

سیگنال‌های الکتریکی ناخواسته که موجب کاهش وضوح اندازه‌گیری می‌شوند.

🔹 نرمال‌سازی (Normalization)

مقیاس‌دهی داده‌ها نسبت به یک مرجع استاندارد برای مقایسه‌ی دقیق‌تر نتایج.

🔹 دامنه اوج (Peak Amplitude)

بیشترین مقدار لحظه‌ای سیگنال در بازهی زمانی مشخص گفته می شود.

🔹 شتاب‌سنج پیزوالکتریک (Piezoelectric Accelerometer)

نوع استاندارد سنسور اندازه گیری شتاب لرزش می باشد.

🔹 دقت (Precision)

میزان نزدیکی اندازه‌گیری‌های متوالی به یکدیگر در شرایط مشابه.

🔹 خروجی پیروالکتریک (Pyroelectric Output)

تولید بار الکتریکی ناخواسته در اثر تغییر دما در ماده پیزوالکتریک؛ معمولاً عامل نویز در حسگرهاست.

🔹 مدار شبه‌تفاضلی (Quasi‑Differential Circuit)

تکنیک پردازش سیگنال برای کاهش نویز مشترک و افزایش دقت تفاضلی.

🔹 حالت برشی (Shear Mode)

طراحی سنسور که نیرو عمود بر محور قطبش بلور پیزوالکتریک وارد می‌شود؛ مقاومت بالاتری در برابر تنش پایه دارد.

🔹 حد شوک (Shock Limit)

بزرگ‌ترین شدت ضربه یا شتاب آنی که حسگر می‌تواند بدون آسیب تحمل کند.

🔹 آنالیزور طیفی (Spectrum Analyzer)

دستگاه تحلیل فرکانسی برای انجام FFT و نمایش طیف ارتعاش می باشد.

🔹 سختی (Stiffness)

میزان مقاومت سازه در برابر تغییر شکل مکانیکی است.

🔹 ولتاژ تغذیه (Supply Voltage)

توان الکتریکی لازم برای کارکرد مدار داخلی حسگرهای IEPE/ICP®.

🔹 ترنسدیوسر (Transducer)

ترنسدیوسر تبدیل انرژی مکانیکی به الکتریکی است.

🔹 قابلیت انتقال (Transmissibility)

نسبت شتاب انتقال‌یافته به پایه سنسور در مقایسه با شتاب ساختار داخلی سنسور.

🔹 سرعت (Velocity)

میزان سرعت لرزش می باشد. و انتگرال شتاب لرزش می باشد.

🔹 تحلیل ارتعاش (Vibration Analysis)

مطالعه رفتار دینامیکی سازه‌ها بر پایه داده‌های ارتعاشی می باشد.

🔹 تعادل صفر (Zero Balance)

تنظیم برای حذف ولتاژ یا جریان اولیه‌ی ناخواسته در خروجی سنسور.

🔹 بازگشت به صفر (Zero Return)

مدت‌ زمان لازم برای بازگشت خروجی سنسور به حالت سکون پس از یک تحریک گذرا می باشد.

🔹 واحد تنظیم‌کننده سیگنال (Signal Conditioner)  در سیستم ICP® 

واحد تنظیم‌کننده یا منبع تغذیه، جریان ثابت لازم را برای حسگر فراهم می‌کند و مشخصات خروجی حسگر را برای تحلیل بعدی تبدیل می‌نماید. حسگرهای حالت بار به واحد تبدیل‌کنندهی خارجی برای تبدیل بار به ولتاژ نیاز دارند، اما حسگرهای ICP® یا IEPE فقط به منبع جریان ثابت نیاز دارند.

🔹 ولتاژ تغذیه (Supply Voltage)

مربوط به توان DC مورد نیاز برای عملکرد مدارهای داخلی نیمه‌هادی سنسور (مانند تقویت‌کننده FET) می باشد.

🔹 ولتاژ تحریک (Excitation Voltage)

جریان ثابت تأمین‌شده برای حسگرهای IEPE/ICP® جهت تغذیه و کنترل خروجی ولتاژی ترنسدیوسر است.

🔹 جلوگیری از اضافه‌ولتاژ (Overvoltage Protection)

🔹 عدم تجاوز از حد شوک مکانیکی حسگر (Mechanical Shock Limit)

🔹 بازه‌ی کاری و کالیبراسیون شتاب‌سنج‌های ICP®

اغلب شتاب‌سنج‌های استاندارد نوع ICP® دارای محدوده‌ی فرکانسی مفید بین ۱۰ هرتز تا ۱۰٬۰۰۰ هرتز (۱۰ kHz) در گواهی‌های کالیبراسیون خود هستند. البته بسته به مدل حسگر و سطح نویز مجاز در سیستم، در عمل، محدوده قابل‌استفاده آن‌ها ممکن است کمی وسیع‌تر از این مقدار باشد. این محدوده تضمین می‌کند که پاسخ سنسور در ناحیه کاری صنعتی تقریباً خطی باقی بماند و دقت اندازه‌گیری در طیف ارتعاشات واقعی حفظ شود.

🔹 کمیت‌های قابل‌اندازه‌گیری توسط سنسورهای پیزوالکتریک

حسگرهای پیزوالکتریک ذاتاً برای سنجش کمیت‌های دینامیکی طراحی شده‌اند؛ یعنی پارامترهایی که با زمان تغییر می‌کنند و شامل ارتعاشات، امواج گذرا یا نیروهای متناوب هستند. اصلی‌ترین کاربرد آن‌ها در اندازه‌گیری شتاب (Acceleration) است، اما بسته به نوع طراحی و کالیبراسیون، همین فناوری می‌تواند برای اندازه‌گیری نیرو (Force)، کشش یا تنش (Strain) و فشارهای گذرا (Dynamic Pressure) نیز به کار رود. از آن‌جا که پدیده‌ی پیزوالکتریک بر پایه‌ی تولید بار الکتریکی در اثر تغییر مکان مکانیکی لحظه‌ای عمل می‌کند، این حسگرها به‌طور طبیعی برای اندازه‌گیری‌های ایستا یا DC مناسب نیستند؛ زیرا در شرایط بدون تغییر ورودی، بار تولیدی به مرور نشت کرده و سیگنال خروجی افت می‌کند. فقط در طراحی‌های ویژه با مدارهای جبران‌سازی، امکان ثبت فرکانس‌های پایین یا شبه‌استاتیک فراهم شده است.

🔹 طراحی‌های اصلی مکانیکی در حسگرهای پیزوالکتریک

سنسورهای پیزوالکتریک بسته به نوع کاربرد و شرایط کاری در سه ساختار مکانیکی اصلی طراحی می‌شوند. در حالت فشاری (Compression Mode)، نیرو به‌صورت محوری بر بلور پیزوالکتریک اعمال می‌شود؛ این ساده‌ترین و متداول‌ترین نوع طراحی است و در اغلب شتاب‌سنج‌های صنعتی مورد استفاده قرار می‌گیرد. در حالت برشی (Shear Mode)، نیرو به‌طور جانبی و مماس بر سطح بلور وارد می‌شود؛ این پیکربندی نسبت به تغییرات دما و تنش‌های پایه مقاوم‌تر بوده و سیگنال خروجی نویز کمتری دارد. در نهایت، حالت خمشی یا کانتی‌لیور (Bending/Cantilever Mode) شامل اعمال خمش بر بلور است و معمولاً در حسگرهای آموزشی، کم‌حساسیت یا کاربردهای خاص به‌کار می‌رود. هر سه ساختار مبتنی بر پدیده‌ی پیزوالکتریسیته هستند، به این معنا که تنش مکانیکی وارد بر بلور موجب تولید بار الکتریکی متناسب با مقدار نیرو خواهد شد.

🔹 مواد تشکیل‌دهنده‌ی اجزای پیزوالکتریک

مواد اصلی حسگرهای پیزوالکتریک با توجه به حساسیت، پایداری و دمای کاری انتخاب می‌شوند.

🔹 کوارتز (Quartz)

طبیعی، دارای پایداری حرارتی و نویز پایین؛ مناسب برای دماهای بالا و اندازه‌گیری دقیق.

🔹 تیتانات زیرکونات سرب (PZT)

سرامیکی مهندسی‌شده با ضریب پیزوالکتریکی بالا؛ پرکاربردترین ماده در سنسورهای صنعتی.

🔹 ترکیبات پلی‌کریستالی ویژه

سرامیک‌های طراحی‌شده برای شرایط خاص مانند دما یا حساسیت بسیار بالا، مانند اکسید باریوم–استرانسیم–تیتانات.

🔹 روش‌های نصب حسگر و تأثیر آن بر اندازه‌گیری

روش نصب نقش مهمی در دقت اندازه‌گیری دارد، مخصوصاً در فرکانس‌های بالا:

🔹 روش نصب پیچی (Stud Mounting)

بهترین تماس مکانیکی و پاسخ فرکانسی بالا.

🔹 روش نصب چسبی (Adhesive Bonding)

مناسب سطوحی که نباید سوراخ شوند؛ دقت متوسط.

🔹 روش نصب مغناطیسی (Magnetic Mounting)

سریع و موقت، اما با افت پاسخ در فرکانس‌های زیاد.

🔹 روش نصب پایه ایزوله (Isolation Base)

برای کاهش نویز و لرزش‌ کم‌فرکانس در سازه‌های بزرگ.

تماس مکانیکی ضعیف یا چسب نرم می‌تواند باعث افت حساسیت و ایجاد رزونانس ناخواسته شود.

🔹 مزایای IEPE

حسگرهای IEPE سیگنال خروجی با امپدانس پایین (ولتاژ) تولید می‌کنند که در برابر نویز محیط و طول کابل‌ها مقاوم است. این حسگرها نیازمند یک منبع تغذیه جریان ثابت هستند.

🔹 منبع جریان ثابت (Constant Current Source)

این منبع، جریانی پایدار را از طریق کابل کواکسیال به حسگر می‌فرستد. این جریان، ولتاژ مورد نیاز برای عملکرد مدار پیش‌تقویت‌کننده (معمولاً یک ترانزیستور اثر میدان – FET) را تأمین کرده و در عین حال، ولتاژ خروجی متناسب با شتاب را به سیستم اندازه‌گیری منتقل می‌کند.

شرکت یکان
ارتباط با ما